بررسي وضعيت صنعت چاي کشور
بر اساس آمار ارايه شده توسط وزارت جهاد کشاورزي سطح زير کشت چاي در کشور در سال 1350 حدود 30 هزار هکتار بوده که با گذشته 38 سال اين رقم به 34 هزار هکتار رسيده است. در حالي که ميزان برگ سبز چاي توليدي از 4/37 هزار تن در سال 1350 به 252 هزار تن در سال 1382 (171 هزار تن در سال 1388) رسيده و حتي در بعضي از سال ها اين رقم به 300 هازر تن نيز افزايش يافته است. مي توان گفت در حالي که سطح زير کشت در 38 سال گذشته 13 درصد رشد داشته است ميزان برگ سبز چاي توليدي بيش از 5 برابر شده و اين به منزله افزايش توليدات غيرکيفي است و منجر به تغيير ذائقه مصرف کننده نيز شده است.
توليد چاي خشک نيز به همين روش بوده است به طوري که از 9 هزار تن (بر اساس آمار وزارت جهاد کشاورزي) به 40 هزار تن در سال 88 افزايش يافته است.
بر اساس تحقيقات انجام شده در حال حاضر بيش از 20 هزار هکتار از باغ هاي چاي کشور عمري بيش از 70 سال دارند. از اين رو، توليد برگ سبز چايدر طول سال هاي گذشته بر اساس يک رويه منطقي نبوده و اقدام هاي به زراعي و به نژادي به منظور افزايش کميت و کيفيت توليد برگ سبز چاي صورت نگرفته است. بلکه شرايط آب و هواييي منطقه، عامل موثري در ميزان توليد بوده است.
منطقه هايي از استان هاي گيلان 87 درصد و مازندران 13 درصد مناسب براي کشت برگ سبز چاي است. برداشت برگ سبز چاي از باغ هاي شمال ايران طي ماه هاي فروردين، ارديبهشت، خرداد، تير، مرداد، شهريور و مهر به ترتيب به ميزان 23 درصد، 18 درصد، 19 درصد، 18 درصد، 15 درصد و 7 درصد صورت مي گيرد اما در کشورهايي همانند هندوستان، کنيا و اندونزي برگ سبز چاي و چاي خشک در تمام ماه هاي سال برداشت مي شود. توليد برگ سبز چاي در ايران با عنايت به ديم بودن مساحت زيادي از باغ هاي چاي، تابع شرايط جوي بوده به طوري که بيشترين توليد مربوط به ارديبهشت ماه بوده و کمترين توليد در ماه هاي مرداد و شهريور که نزولات آسماني اندک است، صورت مي گيرد.
در جهان برگ سبز چاي در عرض هاي شمالي وسيعي کشت مي شود. شمالي ترين قسمت آن در کشور گرجستان و حنوبي ترين قسمت آن در آرژانتين واقع است. در حد فاصل مناطق کشت چاي در دنيا کشورهاي زيادي وجود دارند که کشت چاي در آنها رواج دارد که تعدادي از آنها عبارتند از: چين، هندوستان، سريلانکا، ژاپن، اندونزي، تايوان، برمه، هند، گينه، ايران، گرجستان، ترکيه، کنيا، اوگاندا،تانزانيا، کنگو، پرتغال، کامرون، مکزيک، گواتمالا، کلمبيا، بوليوي، پرو، برزيل، آرژانتين و غيره.
مقدار سطح زير کشت چاي در کشورهاي مختلف جهان 2352 هزار هکتار است که چين با 907 هزار هکتار رتبه اول را به خود اختصاص داده است. قاره آسيا با دارا بودن 80 درصد کل توليد جهاني چاي بزرگترين توليدکننده چاي است. پس از آن قاره آفريقا با 6/10 درصد در مقام دوم و اقيانوسيه 4/0 درصد کل توليد جهاني، کوچکترين توليدکننده چاي است. توليدکنندگان عمده انواع چاي در جهان به ترتيب عبارتند از: هندوستان، چين، سري لانکا، کنيا، اندونزلي، ترکيه، آرژانتين، بنگلادش، ايران، تانزانيا و زيمباوه. به طور کلي شش کشور جهان هندوستان، سريلانکا، بنگلادش، اندونزي، کنيا و مالاوي حدود 70 تا 75 درصد کل توليد چاي جهان را به عهده دارند.
کشور هندوستان با توليد 30 درصد چاي جهان، بزرگترين توليدکننده چاي جهان است و کشور چين نيز با توليد 6/19 درصد چاي، از ديگر کشورهاي مهم توليدکننده چاي است.
مشکلات توليد و صنعت چاي
اکثر بوته هاي چاي در ايران از نوع بذري است که بازدهي کمي و کيفي لازم رادارا نيست. به همين دليل، ضمن اينکه ميزان عملکرد در آن قابل توجه نيست مرغوبيت لازم را هم از نظر کيفيت چاي خشک توليدي ندارد. همچنين از نظر وسعت اراضي، قسمت عمده مالکيت باغ هاي چاي ايران بر خلاف اغلب کشورهاي چاي خيز از قطعات کوچکي تشکيل شده است. کوچک بودن سطح عمل چاي کاري صرف نظر از هدر رفتن يا عدم بهره برداري کامل از عوامل توليد اصولا هرگونه عمليات به زراعي را غير ممکن و حتي در صورت امکان غير اقتصادي مي سازد. اين روند به مرور بيشتر مي شود زيرا به تبعيت از گسترش حاشيه شهرها و کوچک شدن روستاها و تبديل کاربري باغ ها و کم بازده بودن قطعات، مزيت نسبي ساير محصولات و فعاليت هاي کشاورزي بي رقيب و بالاخره نظام قانوني وراثت باعث مي شود که روز به روز باغ ها و قطعات موجود تقسيم و به باغ هاي کوچکتر تبيدل شوند. در مقابل هيچ حرکتي قابل ملاحظه اي به مظور ايجاد باغ هاي چاي با مقياس بزرگ ديده نمي شود.
از سوي ديگر حدود 85 درصد باغ هاي چاي روي تپه هاي ارتفاعي با شيب هاي تند قرار دارد که خاک آنها در معرض آب گرفتگي و فرسايش دايم است. شرايط جوي نامناسب مناطق چايکاري، به خصوص سرماي زودرس پاييز و تنزل درجه حرارت در زمستان و ادامه آن تا اوايل بهار و همچنين کمي باران درماه هاي تير و مرداد سبب مي شود که طول مدت بهره برداري درمقايسه با ساير نواحي چاي خيز جهان کوتاهتر شود. پراکندگي باغ ها و به خصوص فواصل نامناسب آنها از کارخانه باعث لطمه خوردن و از بين رفتن لطافت و کيفيت مطلوب برگ ها مي شود. زيرا فشردگي، گرم شدن و زخمي شدن محصول سبب کاهش کيفيت چاي مي شود. سيستم مورد عمل به نحوي است که کشاورزان چايکار مسئوليتي در قبال مرغوبيت چاي توليدي احساس نمي کنند، بنابراين مايل هستند برگ هاي نامرغوب و فاقدي کيفيت لازم براي ساخت چاي خشک را با قيمت بيشتري بفروشند و از طريق افزايش محصول به صورت کاذب که خود موجب کاهش سطح برگ چيني و تهديد محصول در دراز مدت مي شود، درآمد بيشتري کسب کنند. صاحبان کارخانه هاي چاي سازي نيز بيشتر در پي افزايش توليد و در نتيجه منافع بيشتر هستند و کمتر به کيفيت چاي خشک توليدي توجه دارند. بنابراين تا زماني که يک خط ارتباطي صحيح بين توليد و مصرف به وجود نيايد و به نحوي کشاورز در سودحاصل از عمليات فروش سهيم نباشد، مشکل بتوان در راستاي افزايش کمي و کيفي توليد، گام اساسي برداشت. قسمت عمده باغ هاي چاي به صورت ديم است و عمليات به زراعي در آن انجام نمي شود. برگ سبز چاي محصولي است که نياز به سرمايه گذاري فراواني براي آماده سازي هر هکتار دارد. دو سال انتظار براي بهره برداري از يک باغ احداث شده با بازده معمولي مورد نياز است. از طرفي بوته ها به طور مستمر نياز به مراقبت و باغباني و باغداري دارند و شرايط خشکسالي و آب و هوايي نيز در کيفيت و ميزان محصول به شدت موثر است. اين در حاليست که محصول بهترين باغ ها به طور متوسط حدود 8 تا 10 تن در هکتار و باغ هاي ضعيف ترحتي به دو تا سه تن تنزل مي کند.
برگ سبز چاي محصول بسيار حساسي است که بايد در موعد مناسب برداشت شود، به هيچ وجه قابل ذخيره سازي و نگهداري حتي براي مدت محدود ندارد. زيرا پس از چيدن آب خود را از دست مي دهد و پلاسيده مي شود و علاوه بر کاهش وزن، خطر فساد و ترشيدگي و غير قابل استفاده شدن در کمتر از چند ساعت را در بردارد. از اين رو، برگ سبز چاي اول بايد به طور دقيق در دوره هاي معيني برداشت و در ظروف و زنبيل هاي مناسبي ريخته شده سپس در فاصله حداکثر يک تا دو ساعت به کارخانه چاي سازي تحويل داده مي شود.
حدود 70 درصد از واحدهاي صنعت چاي بالاي 45 سال عمر دارند و فرسوده هستند و اکثريت قريب به اتفاق واحدها از تجهيزات مدرن برخوردار نيستند. نبود تناسب ظرفيت کارخانه ها و پراکنش آنها با برگ سبز تحويلي کارخانه هاي موجود به دلايلي از جمله فرسوده بودن ماشين آلات، کمبود ظرفيت توليد و غيره در زمان اوج توليد برگ سبز چاي، موجب شده اين واحدها توانايي دريافت يکباره محصولات عرضه شده را نداشته باشند. با توجه به وضعيت خاص برگ سبز، تاخير در تحويل برگ هاي سبز چيده شده موجب کاهش کيفيت آنها مي شود. تقريبا تمام واحدهاي صنعت چاي سازي از بهداشت صنعتي فردي محروم هستند. اصول مديريت و برنامه ريزي در واحدهاي صنعت چاي سازي پياده نشده و تا کنون آموزش هاي فني و مديريتي کافي در واحدها اعمال نشده است.
منبع: خبرگزاري موج - گروه اجتماعي